المنسوب للإمام الصادق ( ع ) ( مترجم : گيلاني )

11

مصباح الشريعة ومفتاح الحقيقة ( فارسي )

« عارف » به اصطلاح حكما كسى است كه ، كامل كرده باشد نفس خود را به حسب قوّت نظريّه ، و علم به حقايق أشياء ، به قدر مقدور بهم رسانيده باشد و از صفات رذيله و اعتقادات خبيثه ، مخلَّى و به اعتقادات حقّه و كمالات ستوده ، محلَّى باشد . و « عامل » كسى است كه با وجود علم به حقايق أشياء به قدر مقدور ، كامل كرده باشد نفس را به حسب قوّت عمليّه ، و به مأمورات ممتثل و از منهيّات مجتنب باشد . و به واسطهء امتثال و اجتناب مذكورين ، به نتيجهء قوّت عملى كه حصول علوم مصون از شكوك و شبهات است ، فائز گشته و به اصطلاح صوفيّه و ارباب ذوق ، « عارف » كسى است كه با وجود كمال قوّت نظريّه و علم به حقايق أشياء و كمال قوّت عمليّه ، جميع حواسّ و قوى و اعضا و جوارح او ، متوجّه حضرت بارى « عزّ اسمه » ، باشد ، غير او نبيند و غير او نگويد و غير او نشنود ، و فناى في الله ، از لوازم اين مرتبه ، بلكه عين اين مرتبه است ، و محمول به اين مرتبه است كلام حضرت بارى « عزّ اسمه » ، كه فرموده : « ما تقرّب العبد إلىّ الَّا بالنّوافل ، فاحبّه ، فإذا أحببته كنت سمعه الَّذي به يسمع ، و بصره الَّذي به يبصر ، و رجله الَّذي بها يمشى » ، يعنى : نزديك نمىشود بنده به سوى من ، كه خداوندم ، مگر به جا آوردن اعمال سنّتى و هر گاه سنّتىها را به جا آورد ، پس به شرف دوستى من مشرّف مىشود و محبوب من مىشود و هر گاه محبوب من شد و به قيد محبّت من در آمد ، مىگردم من اعضا و جوارح او ، يعنى : ديگر غير من نمىبيند و غير من نمىشنود و غير من نمىخواهد و به غير من ، ميل نمىكند . مشهور است كه دو نفر با هم حسابى در ميان داشته‌اند و در تنقيح حساب خود ، به معاونى محتاج بوده‌اند . يكى از عرفا به ايشان مىرسد و به حسب استدعاى ايشان ، معيّن ايشان مىشود و ايشان هر چند مراتب عدد به او عرض مىكردند ، او غير يكى نمىگفت گفتند : اى مرد بگو تو ديوانه‌اى ؟ ! كه ما هر چند مراتب متعدّده به تو مىخوانيم ، غير يكى نمىگوئى و از يكى نمىگذرى ؟ گفت : چه كنم غير يكى نمىدانم و جز يكى به خاطرم نمىگذرد . و وجه تخصيص حضرت عزّت ، قرب خود را در اين حديث شريف به نوافل آن است كه ، اخلاص كه مناط اعتبار عبادات است ، در عمل سنّتى بيشتر است ، چرا كه بنده در امتثال